نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
چيزي شبيه روزنامه
         
                        چيزي شبيه روزنامه
     
 
یکشنبه، 26 شهریور، 1385

خداحافظ همين حالا!


یکشنبه، 12 شهریور، 1385

چيزي شبيه انفجار

لاشه هواپيمای مسافری كه در فردوگاه مشهد آتش گرفت. اين هواپيما از بندرعباس راهی مشهد شده بود. ابتدا گزارش شده بود كه چرخ هواپيما هنگام نشستن بر زمين پنچر شده و هواپيما با سكوی سوار و پياده شدن مسافران برخورد كرده و حادثه روی داده است. حادثه ای كه نزديك به 30 كشته داشت.

 سه روز پس از حادثه،  عكسی از هواپيمای آتش گرفته در باند فرودگاه مشهد انتشار يافته كه نشان دهنده انفجار در قسمت ميانی سالن هواپيما دارد و قربانيان حادثه نيز عمدتا در همين بخش از سالن نشسته بودند. اين عكس نشانی از تركيدن لاستيك و بر خورد با نردبان سوار و پياده شدن مسافران ندارد، بلكه بيشتر به انفجار دراين قسمت هواپيما می ماند. 

 بايد منتظر خبرهای بيشتری پيرامون اين حادثه بود.


یکشنبه، 5 شهریور، 1385

خانمها و آقايان معرفي مي كنم ؛

مهتاب کرامتی سفیر حسن نیت یونیسف در ایران

 

 

مهتاب کرامتی در مراسمی در مقر سازمان ملل در تهران به عنوان سفیر حسن نیت صندوق کودکان ملل متحد (یونیسف) در ایران معرفی شد.

مهتاب کرامتی به عنوان سفیر حسن نیت یونیسف گفت: "در دنیای ما که بازی بزرگان، بازی مرگ است و تنها قاعده اش خشونت. چرا باید قدرت انسان دامن بازی کودکان را بگیرد که بی هیچ قاعده ای تنها می خواهند مهربان باشند و معصوم و منطق بیرحم دنیای بزرگان را نمی فهمند؟ آسمان عاطفه همیشه آبی نیست. کودکان کار، کودکان جنگ، کودکان آوارگی، کودکان گرسنه و کودکان زندان چه خواهند کرد؟"

نام: مهتاب كرامتي تاريخ تولد: 1349همسر: بابك رياحي پور (نوازنده گيتار) كه در حال حاضر از همسرش جدا شده است و كارشناسي ميكروبيولوژي از دانشگاه آزاد اسلامي.

توتی بازيكن تيم ملي ایتالیا ،آنجلينا جولي ، كاجسا برگ كوییست قهرمان سوئدی زن پرش ارتفاع نيز از جمله اين سفرا هستند

 

 


چهارشنبه، 25 امرداد، 1385

ماهي

ماهي شده بود باورش؛

 تور اگه بندازن سرش؛

 ميشه عروس ماهي‌ها؛

 شاه ماهي ميشه همسرش؛

 ماهيه باورش نبود؛

 تور اگه بندازن سرش؛

 نگاه گرم ماهي‌گير؛

 ميشه نگاه آخرش!!!

 


چهارشنبه، 25 امرداد، 1385

قلب بزرگترین صفحه آرای مطبوعات ایران از حرکت بازماند!

 

پرویزآذری برجسته ترین صفحه آرای مطبوعات ایران، شب گذشته قلبش از حرکت بازماند. دو نسل از مسئولیت فنی و صفحه آرای مطبوعات ایران مدیون آموزش ها وابتکارات او دراین عرصه اند و با آنکه در جمهوری اسلامی به حاشیه مطبوعات رانده شد، شاگردان او در مطبوعات مختلف کشور امور فنی روزنامه ها ومجلات را برعهده دارند. پرویز آذری از دهه 40 مسئولیت فنی روزنامه کیهان را عهده دار شد و تا موج تصفیه های پس از انقلاب 57 این مسئولیت را برعهده داشت. تجربه پربار سیاسی دهه 1330، آشنائی اش به ادبیات و تاریخ سیاسی ایران و ذهن خلاقی که در آرایش و همآهنگی عکس، عنوان و مطلب داشت، از این عضو قدیمی خانواده مطبوعات ایران و عضو سندیکای خبرنگاران ونویسندگان مطبوعات کشور یادی فراموش ناشدنی برجای گذاشت.

 

پرویز آذری که در عین حال از کوهنوردهای برجسته ایران بود، در سال  1313 در شهر رشت بدنیا آمده بود. او برای دیدار فرزندانش که مقیم کشور آلمان هستند، سه هفته پیش به این کشور سفر کرد که شب گذشته دچار ایست قلبی شد و نامش در کنار بزرگانی که مطبوعات ایران دراین سالها از کف داده اند قرار گرفت


یکشنبه، 22 امرداد، 1385

سايت " يادداشت‌هاي شخصي احمدي‌نژاد" راه‌اندازي شد

سايت " يادداشت‌هاي شخصي محمود احمدي‌نژاد"، رييس‌جمهور كشورمان دربرگيرنده‌ي روزنوشته‌ها و يادداشت‌هاي وي راه‌اندازي شد.

در اولين يادداشت اين سايت به نشاني http://www.ahmadinejad.ir ، متني درباره‌ي زندگينامه‌ي احمدي‌نژاد آمده است كه بخشي از آن را در ادامه مي‌خوانيد:

« بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم عجل لوليك الفرج و اجعلنا من اعوانه و انصاره .

در ايامي كه اشرافيت شرافت بود وشهرنشيني كمال، در خانواده اي تهيدست در روستايي دورافتاده از توابع گرمسار متولد شدم.

از شهريور ‌١٣٢٠ و سلطنت مستبدانه پهلوي دوم پانزده سال مي گذشت كه پدرم كام مرا با تربت سيدالشهدا باز كرد. از آنجا كه قرار بود شاه كوركورانه ايران را دروازه تمدن غرب كند، طرح هاي زيادي اجرا شده بود تا ايران به بازار مصرف ديگري براي كالاهاي تشريفاتي غرب تبديل شود، بدون آنكه در زمينه علمي پيشرفتي داشته باشد. فرهنگ ايران اسلامي ما اجازه چنين هجمه‌اي را نمي‌داد و مانعي بر سر راه آمال شاه و اربابان بيگانه‌اش بود. از اين رو مي‌خواستند تا آرام آرام اين فرهنگ اصيل و مستحكم را كم رنگ كنند تا وابستگي اقتصادي، سياسي و فرهنگي ايران به غرب روز به روز بيشتر شود. در پي اجراي همين سياست‌ها و رونق ظاهري شهرها، آن سالها سالهاي هجوم روستائيان به شهرها بود. پس از پياده سازي سياست اصلاحات ارضي وضع روستاها به مراتب بدتر از گذشته گرديد و روستائيان براي پيدا كردن لقمه‌اي نان فريب زرق و برق و ظاهر اغوا كننده شهرها را خوردند و شهرنشين يا به بيان دقيق تر "حاشيه نشين" شدند.

بر خانواده ما نيز در روستا بسيار سخت مي گذشت. با تولد من كه چهارمين فرزند خانواده بودم فشارها بيشتر شد. پدرم شش كلاس سواد داشت. او آهنگري زحمتكش و سرد و گرم چشيده و با ايمان بود و دين را به خوبي مي‌شناخت. در مسجد حضور پررنگي داشت و قرآن و احكام درس مي داد. اگرچه هيچگاه زرق و برق دنيا در چشم او ارزشمند نبود اما فشارهاي زندگي او را نيز يك سال پس از تولد من وادار كرد به تهران مهاجرت كند. در تهران محله پامنار را براي سكونت برگزيديم. براي دور شدن از فضاي به ظاهر مترقي و در واقع بي هويت آن روز تهران كه با فشار رژيم شاه ايجاد شده بود، پدرم، خانواده‌ي ما را با مسجد و منبر آشنا كرد. من نيز كمي كه بزرگتر شدم و دوران كودكيم آغاز شد همراه خانواده با مسجد و روحاني آن آشنا شدم ... »

در پايان اولين يادداشت سايت يادداشت‌هاي شخصي احمدي‌نژاد آمده است: « ادامه اين مطلب را به بعد موكول مي كنم چرا كه اولين مطلب از اين مجموعه كمي طولاني شد. از اين پس سعي خواهم كرد كوتاه‌تر و ساده تر بنويسم. به اميد خدا قصد دارم حتي المقدور با توجه به ‌١٥ دقيقه وقتي كه در هفته براي اين مجراي جديد ارتباطي اختصاص خواهم داد اين پايگاه را هر هفته يك يا دوبار به روز كنم. پيشاپيش نيز بابت تاخيرهاي احتمالي در ارسال مطالب جديد عذرخواهي مي‌كنم.»

 


چهارشنبه، 18 امرداد، 1385

آدم بايد چه جوري باشه؟   

 

 

اگه سربزير و متفكر و توي خودش باشه، ميگن: افسردگي داره‌، روانيه، سيماش قاطيه!

 

اگه بگو و بخند و شاد و شنگول باشه، ميگن: جلفه، دلقكه، هجوه!

 

اگه چاق و اضافه وزن داشته باشه، ميگن: شكموئه، پرخوره، مال مفت تور كرده!

 

اگه لاغر و جمع و جور و ميزون باشه، ميگن: كنسه، نخوره، حمال وارثه!

 

اگه از حقش دفاع كنه و زير بار زور نره، ميگن: جنجاليه، با همه دعوا داره، خروس جنگيه!

 

اگه از حقش بگذره و گذشت كنه، ميگن: بي عرضه‌، حيف نون و دست و پا چلفتيه!

 

اگه اهل تحقيقات و كتاب باشه، ميگن: اينو، واسه ما شده آقاي مطالعه!

 

اگه با عيالات متحده‌ش مشكلي نداشته باشه، ميگن: زن ذليله، زن نگرفته، شوهر كرده!

 

اگه مرد سالار و حرف، حرف خودش باشه، ميگن: انگار كلفت آورده!

 

اگه دست به جيبش خوب باشه و به مردم كمك كنه، ميگن: پول پارو مي‌كنه، اهل بند و بسته!

 

اگه اهل بريز و بپاش و ولخرجي نباشه، ميگن: پولهاشو انبار مي‌كنه، جون به عزرائيل نمي‌ده!

 

اگه زبون باز و متملق و چاخان باشه، ميگن: معاشرتيه، فوق‌العاده‌س، دوست داشتنيه!

 

و بالاخره اگه راست و درست و بي‌كلك باشه، ميگن: هيچي نمي‌شه، به درد لاي جرز مي‌خوره!

 


یکشنبه، 15 امرداد، 1385

 

روزي به نام تو

وقتي چشمت به ۱۷ مرداد مي افتد قند توي دلت آب مي شود.

 كلي به خودت افتخار مي كني چون فكر مي كني يك روز توي سال هست به نام تو.

 وقتي ۱۷ مرداد مي آيد دلت مي خواهد همه بدانند تو هم خبرنگاري. مي خواهي كارتت را بزني به لباست و راه بيفتي توي كوچه و خيابان تا همه اين روز را تبريك بگويند

 

روز خبرنگار بر تمامي همكاران عرصه رسانه اي مبارك !

 


شنبه، 14 امرداد، 1385

 

فردا مال ماست

 

با من از سايه نگو خورشيد فردا مال ماست

تو كه باورم كني ، عشق يه دنيا مال ماست

 

شب نگو ، شكوه نگو ، قلب ستاره روشنه

غم نگو ، غصه نگو ، وقتي دلت پيش منه

 

دست به دست من بده ، پا به پاي من بيا

بخون امروز مال عشق ، بگو فردا مال ماست

دست به دست من بده ، پا به پاي من بيا

بخون امروز مال عشق ، بگو فردا مال ماست


دوشنبه، 9 امرداد، 1385

وخدايي كه در اين نزديكي است!!!

 

 

مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت در بين كار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا صورت گرفت آرايشگر گفت:من باور نميكنم خدا وجود داشته باشد مشتري پرسيد چرا؟ آرايشگر گفت : كافيست به خيابان بروي و ببيني مگر ميشود با وجود خداي مهربان اينهمه مريضي و درد و رنج وجود داشته باشد؟ مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت به محض اينكه از آرايشگاه بيرون آمد مردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و كثيف با سرعت به آرايشگاه برگشت و به آرايشگر گفت مي داني به نظر من آرايشگر ها وجود ندارند مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟ من اينجاهستم و همين الان موهاي تو را مرتب كردم مشتري با اعتراض گفت پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند 'آرايشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نميكنند مشتري گفت دقيقا همين است خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نميكنند! براي همين است كه اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد


دوشنبه، 9 امرداد، 1385

 

شورای امنیت قطعنامه ضد ایرانی را تصویب کرد

 

شورای امنیت سازمان ملل متحد سرانجام با صدور قطعنامه ای از جمهوری اسلامی ایران خواست فعالیت های هسته ای خود را تا 31 اوت (9شهریور) به حال تعلیق درآورد.

به گزارش شبکه خبری العربیه، قطعنامه ضد ایرانی با رای موافق 14 کشورعضو شورای امنیت تصویب شد.

در این قطعنامه آمده است: اگر ایران تعلیق غنی سازی را نپذیرد، تحریم اقتصادی خواهد شد.

به خاطر درخواست روسیه و چین این قطعنامه ضعیف تر از متن بیانیه پیشین بود، ولی بیانیه قبلی درخواست برای تحریم فوری را داشته است.

با این حال، 14 کشور این قعطنامه را علیه ایران تصویب کردند و فقط قطر بود که به این قطعنامه رای مخالف بود. این قطعنامه ازسوی فرانسه، انگلیس  و آلمان به پشتوانه آمریکا در 12 ژوئیه در پاریس تکمیل شد .

سرفصل های مهم متن پیش نویس قطعنامه ضد ایرانی در شورای امنیت

خبرگزاری رویترز سرفصل های مهم متن پیش نویس قطعنامه ضد ایرانی در شورای امنیت را که قرار است امشب به رای گذاشته شود منتشر کرد.

بر اساس این گزارش، 15 کشور شورای امنیت برنامه ریزی کردند تا روز دوشنبه قطعنامه را که از ایران درخواست می کند تا فعالیت های غنی سازی خود را به حال تعلیق درآورد، تصویب کنند.

مهمترین نکات مندرج در پیش نویس قطعنامه ضد ایرانی به نقل از رویترز به این شرح است :

- این بیانیه ضمن تاکید بر حق کشورهای عضو برای توسعه تحقیق، تولید و استفاده از انرژی هسته‌ ای با اهداف صلح‌ آمیز و بدون تبعیض بر اساس بندهای یک و 2 معاهده‌ منع گسترش سلاحهای هسته‌ ای موسوم به ان.پی.تی، از ایران درخواست می کند تا تمام فعالیت های غنی سازی خود را از جمله فعالیت های تحقیق و توسعه به حال تعلیق درآورد و این اقدام ایران از سوی آژانس بین المللی انرژی اتمی راستی آزمایی شود.

- این بیانیه از محمد البرادعی مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی می خواهد تا 31 آگوست(9 شهریور) گزارشی را از وضعیت فعالیتهای ایران ارائه کند که آیا ایران فعالیت های هسته ای خود را تعلیق کرده است یا خیرو همینطور آیا ایران گامهای مورد درخواست 25 عضو شورای حکام را برداشته است یا خیر.

- در این بیانیه اعلام شده است که اگر ایران تا 31 آگوست اقدامی انجام ندهد بر اساس بند 41 فصل 7 منشور سازمان ملل تدابیر مناسبی اتخاذ خواهد شد  بند 41 خواستار اعمال تحریمهایی بدون استفاده از زور است.

بر اساس این بند شورای امنیت ممکن است تصمیم بگیرد که چه معیارهایی بدون توسل به نیروی نظامی، برای اثرگذاری بر تصمیماتش به کار گرفته شود و ممکن است از اعضای سازمان ملل بخواهد چنین معیارهایی را به کار گیرند. اینها ممکن است وقفه‌ کامل یا نسبی روابط اقتصادی و ارتباطات راه ‌آهن، دریایی، هوایی، پستی، تلگرافی، رادیویی و دیگر ابزارهای ارتباطاتی و قطع روابط دیپلماتیک را شامل شود.

- در این پیش نویس از کشورها می خواهد تا از انتقال اقلام، مواد و کالاها و همچنین تکنولوژی که می تواند به فعالیت های هسته ای و برنامه های موشکی بالستیک ایران کمک کند، ممانعت به عمل آورند.

- بیانیه همچنین از آژانس درخواست می کند تا تمام مسائل مهم مربوط به برنامه هسته ای را روشن کند و از ایران درخواست می کند تا به بازرسان اجازه دهد تا تمام فعالیت های شفاف سازی را که ممکن است از سوی آژانس درخواست شود، انجام دهند.

- این قطعنامه بر اساس ماده 40 بند هفت منشور سازمان ملل می باشد که  این فصل تدابیری قانونی الزام آور فراهم می آورد و تدابیر اجرایی را شرح می دهد .

- در این بیانیه همچنین ضمن نگرانی از احتمال تکثیر سلاح های هسته ای از سوی ایران می گوید که شورای امنیت متوجه مسئولیت خود برای حفظ صلح و امنیت بین المللی است.

 


چهارشنبه، 4 امرداد، 1385

يك لس آنجلسي در ايران

 

 

به تازگي در بازار موسيقي آلبومي به نام Minus U با صداي کامران دلان كه داراي 8 ترانه با نامهاي ۱.   ستارهء من ۲.   مشرقی ۳.   فراری ۴.   ندا ۵.   دوباره ۶.   برگرد ۷.   K.D.P.H. ۸.   بیا است .

نكته جالب اينكه دلان پيش از اين با خوانندگان لس آنجلسي همكاري داشته است كه نمونه ان وداع ( از آلبوم پلاتینوم از اندی) { آهنگ، شعر }

رویا ( از آلبوم و قلب من از اندی) { آهنگ، شعر } وعده ( از آلبوم همسفر از لیلا فروهر) { آهنگ، شعر } انتظار ( از آلبوم Love Story از لیلا فروهر) { آهنگ، شعر } پیک نوید ( از آلبوم Devoted از اندی) { آهنگ، شعر } تو که رفتی ( از آلبوم جاده ابریشم از اندی) { آهنگ، شعر } نامه ( از آلبوم عطش از شهرام کاشانی) { آهنگ، شعر } بگو بگو ( از آلبوم عطش از شهرام کاشانی) { آهنگ، شعر } دختر امروزی(افزودن متن ترانه) ( از آلبوم دختر ایرونی از مهران) { آهنگ، شعر }

نامه ( از آلبوم هوس از شهرام کاشانی) { آهنگ، شعر } هوس ( از آلبوم هوس از شهرام کاشانی) { آهنگ، شعر } است

 

 


جمعه، 30 تیر، 1385
در انتظار رسيدن به امروز

 

در انتظار رسيدن به امروز

 

امروز روز تولد من است

30 تير 58

27 سال است اين عدد در يك روز و ماه  مشخص  جلو مي رود و هر سال اين ترس را پر رنگ تر مي كند كه اين روزها و سالهايي كه گذشت چه چيزهايي بدست آوردم وچه چيزهايي از دست داده ام اما.....

اما امروز سالگرد نامزدي من است 30 تير 85 . درست يكسال گذشت از اتفاقي كه باعث شد براي رسيدن به آن ثانيه شماري كنم ديگر از رسيدن به يك روز و ماه مشخص ترسي ندارم و بر عكس رسيدن به ان را يك موفقيت قلمداد مي كنم

از امروز 30 تير هر سال تولدي را جشن ميگيرم كه متعلق به يكنفر نيست تولدي كه معنايش فراتر از نو شدن است فراتر از رسيدن و فراتر از ....

اميدوارم براي شما هم اينگونه باشد


سه‌شنبه، 27 تیر، 1385

اوقات فراغت بعضي ها!

 

فصل تابستان ، فرصت مناسبي است تا افرادي كه 8 سال براركان اقتصادي كشور حاكم بوده اند و احتمالا مبلغي ناچيز در حد چند ميليارد تومان از بودجه كشور را جمع كرده اند ، به مسافرت جهت استراحت و گذران اوقات فراغت بروند .

 

به گزارش سایت "عارف نیوز" بر همين اساس در اوايل تيرماه آقاي محسن ميردامادي دبيراجراي حزب مشاركت ، تعطيلات تابستاني را به همراه خانواده در دبي سپري كرده اند .

 

همچنين آقاي رضا خاتمي در روزهاي آتي به مدت حداقل يك هفته ، از طبيعت زيباي كشور انگلستان و شهر لندن استفاده خواهند كرد .


سه‌شنبه، 27 تیر، 1385

درگذشت سید برت، بنیانگذار پینک فلوید

راجرسید برت به عنوان یکی از بنیان گذاران و همچنین خواننده اصلی، ترانه سرا و نوازنده گیتار و سولوی گروه پینک فلوید (Pink Floyd)، از یکی از موثرترین موسیقیدانان عصر خود به شمار میرفت .كه بر اثر بیماری درگذشت

 


یکشنبه، 25 تیر، 1385
مادر

مادر تو شگفتي خلقتي!

 

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.

گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.

 در حواشي روز مادر بازار طلاجات و سكه داغ و پر ازدحام بود اتفاق مشابهي كه همزمان با روز پدر در بازار شورت و زير پوش رخ مي دهد


یکشنبه، 25 تیر، 1385

باز هم كوله پشتي، باز هم حسني

  اين سال سومي  است كه كوله پشتي دارد پخش مي شود. بعد از 2 سال پخش در بعدازظهرها، انتقال زمان پخش اين برنامة زنده به ساعت 9 شب كه پربيننده ترين ساعت تلويزيون است، نشان مي دهد شبكه سومي ها خيلي با كوله پشتي حال مي كنند. نكتة قوت كوله پشتي هم اجراي فرزاد حسني است و در عين حال پاشنة آشيل آن هم هست.

فرزاد حسني با ملغمه اي از كلمات سخت و پيچيدة مربوط به قرون گذشته كه در كتاب هاي نثر مسجع پيدا مي شود و از بر كردن چند حديث و آيه، تلاش مي كند تا با راحت بودن جلوي دوربين، خودش را به فضا و مهمان برنامه كه از قضا معمولا يك پژوهشگر گمنام سر به زير است، تحميل كند و مي كند. ولي مشكل از همين جا شروع مي شود. راحت بودن جلوي دوربين و اين كه فكر كني هر حرفي از دهانت خارج شود ملت برايت غش و ريسه مي روند، پاشنة آشيل اجراي حسني است. برخورد بد با مهمان برنامه به بهانة اين كه مي  خواهيم جو سنگين را بشكنيم و حرف هاي بعضا ناجوري كه بعضي موقع ها بدجور توي ذوق مي زند را هم نمي شود ناديده گرفت. ولي بايد قبول كرد همين عكس العمل ها نشان مي دهد كوله پشتي دارد ديده مي شود.

نكتة ديگر، اشتباه سازندگان كوله پشتي در انتخاب مهمان است. مهمان هاي گمنام شايد در ساعات كم بينندة عصر، گزينة خوبي بودند، ولي در پربيننده ترين ساعت، مخاطب انتظار ديدن چهره هاي آشناتري مثل بازيگرها و بازيكنان را دارد. در پايان، ترانة ابتدايي كوله پشتي را هم از دست ندهيد؛ ترانه اي كه فرزاد حسني خودش گفته و رضا صادقي آن را خوانده.

 


دوشنبه، 19 تیر، 1385

 

انتقاد ازحاتمي كيا

 

 

هفته نامه ي يالثارات ارگان انصار حزب الله درشماره ي اخير خود به شدت از ابراهیم حاتمي كيا کارگردان مشهور سینمای دفاع مقدس انتقاد كرد.

اين هفته نامه طی یادداشتی درشماره ي اخير خود نوشت :حاتمي كياي امروز به يقين حاتمي كياي ديروز نيست .او از بسياري از اصول انقلاب عقب گرد كرده و ديگر نمي توان او را كارگرداني متعهد و اصولگرا پنداشت.

در بخش ديگري از يادداشت اين نشريه درباره ي حاتمي كيا آمده است : ساخت آثاري چون ارتفاع پست به رنگ ارغوان موج مرده و به نام پدر همگي خبراز يك استحاله ي فكري در وي مي دهد.

نويسنده ي يالثارات درادامه توضيح مي دهد : چرخش حاتمي كيا از مهاجر تا به رنگ ارغوان چرخشي موضوعي و سليقه اي نيست بلكه چرخشي اصولي و بنيادين است كه اهالي خبره، چنين چرخشي را استحاله مي نامند.

درادامه ي اين يادداشت آمده است : درطول سالهاي دهه ي هفتاد و شصت، ارادتمندان اسلام و انقلاب و دفاع مقدس ،حاتمي كيا را كارگرداني متعهد واسلام گرا مي دانستند، اما حاتمي كيا با ساخت آثاري چون به رنگ ارغوان، به نام پدر و.... چرخشي ايدئولوژيك كرد و منتقدان اسلام گرا شروع به انتقاد از وي پرداختند، ولي حاتمي كيا متاسفانه در طول ده -پانزده سال اخير آنقدر او را باد كرده بودند كه ديگر خود را هيچكاك سينماي ايران مي پنداشت.‌

انتقاد از به كار بردن واژه ي سينماي جنگ به جاي سينماي دفاع مقدس، درديدار اخير كارگردانان سينما با رهبر انقلاب، از ديگر انتقاداتي است نويسنده ي هفته نامه ي يالثارات به حاتمي كيا وارد كرده است.

 نويسنده ي اين نشريه در ادامه مدعي مي شود :حاتمي كيا هنوز فرق دفاع مقدس و جنگ را نمي داند، البته يا نمي داند و يا مي دانسته و مثل رنگ عوض كردن هايش، اين را هم به فراموشي سپرده است


دوشنبه، 19 تیر، 1385

اخراج از قم

 

دادگاه ويژه روحانيت با صدور حكمي،متهمان حادثه 15خرداد قم را به زندان،شلاق، اخراج از قم و منع اشتغال در مشاغل علمي و حوزي محكوم كرد.

 علي ابوترابي متهم رديف اول حادثه 15 خرداد قم كه طي آن مراسم سخنراني هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در شبستان امام خميني حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) به هم خورد گفت:دادگاه ويژه روحانيت قم كه مسئوليت رسيدگي به اين پرونده را بر عهده داشت،با احضار متهمان اين پرونده حكم پرونده را شفاهي اعلام كرد و پس از گرفتن امضاء تاييد مشاهده حكم، بدون دادن كتبي حكم، محكوميت‌ها را اعلام كرد.

 ابوترابي گفت:من به عنوان متهم رديف اول به يك سال حكم قطعي زندان،50 ضربه شلاق تعليقي،دو سال اخراج از قم، منع تردد در قم مگر با مجوز دادسرا و دو سال محروميت از تصدي‌ مشاغل نهادهاي دولتي،دانشگاهي و حوزوي محكوم شده‌ام.

وي افزود:مسعود شفيعي كيا هم كه مانند من روحاني و از جانبازان دوران دفاع مقدس مي‌باشد،به عنوان متهم رديف دوم به يك سال حبس قطعي،50 ضربه شلاق تعليقي،دو سال اخراج از قم، منع تردد در قم مگر با مجوز دادسرا و دو سال محروميت از تصدي مشاغل در همه نهادهاي دولتي، دانشگاهي و حوزوي محكوم شده است.

 وي افزود: محمد صادق ابوترابي 19 ساله و طلبه به عنوان متهم رديف سوم به هشت ماه زندان قطعي و 40 ضربه شلاق تعليقي محكوم شده است.

 


دوشنبه، 12 تیر، 1385

آموخته ام از طبيعت

 

 

   

آموخته ام زندگي را از طبيعت بياموزم

چون بيد متواضع باشم

 چون سرو ، راست قامت

مثل صنوبر ، صبور

 مثل بلوط مقاوم

 مثل رود ،روان

 مثل خورشيد با سخاوت

و مثل ابر با كرامت باشم

 


 

Gardoon Persian Templates

پرشين بلاگ


 

 
            

                                     [بالای صفحه]

  RSS 2.0